نام ها : Flowers Are Bait , 꽂은 미끼야 ژانر : عاشقانه ، درام ، فانتزی نوع : مانهوا
شروع ترجمه در : دوشنبه دوم تیر ۱۴۰۴
تعداد چپتر های منتشر شده : ۳۰
تعداد چپتر های ترجمه شده : ۲
خلاصه : "هیچوقت بیدار نشو ... خواهش میکنم !! " . سو یئون ، به طور مخفیانه یه بیمار غیرعادی رو تو بیمارستان گل و گیاهش ، " بیمارستان درخت صنوبر" بستری کرده ؛ مردی که دو ساله تو کماست . اون همیشه ارزوی یه زندگی ارومو داشته . ولی با این وضعیت ، همچین چیزی غیر ممکنه . تمام کاری که سو یئون میتونه برای حفظ زندگی ارومش کنه ، دعا کردن و امیدوار این بودنه که اون هیچ وقت بیدار نمیشه . با این حال ، اون بالاخره چشماشو باز کرد ... " تو فرد مهمی برام هستی یا ... کسی که بدون معطلی میکشمش ؟ " مرد بدون هیچ حافظه و حس منطقی ، به اون خیره شده بود و این باعث شد که سو یئون ، یک اشتباه جبران ناپذیرو مرتکب شه . دروغ به مردی که بعد چال کردن جسد مقتول ، قصد به قتل رسوندن اونو داشته .... "مـ.من همسرتم وون چائه وو !! "
نام ها : 정체를 숨긴 서브남주에게 잘못 걸렸다 \ I Mistook the Hidden Identity of the Sub Male Lead
ژانر ها : فانتزی ، ایسکای ، عاشقانه ، شوجو
نوع : مانهوا
شروع ترجمه در : پنج شنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۲
زمان ترجمه هر چپتر : جمعه هر دو هفته
تعداد چپتر های منتشر شده : ۴۷
تعداد چپتر های ترجمه شده : ۱
خلاصه :
تو اولین روز جشن سال نو ، مایری متوجه میفهمه که یه شرور اضافی تو یه رمانه . چیه اون رمان مهم بود ؟ باید میخوندمش !» مایری سعی میکنه که برای داشتن یه زندگی آروم، با نسخه اصلی درگیر نشه ، ولی به طور تصادفی، راز بزرگی رو کشف می کنه که چیزی درموردش تو رمان ننوشته بود ... تو رمان اصلی ، شخصیت ها میخواستن از هم فرار کنن ولی همه چی تغییر کرده . اینجا یه چیزی اشکال داره !
کای در دوازده سالگی ، وقتی اولین مشکلات تنفسیشو تجربه کرد ، فهمید که از اون به بعد یه پری دریاییه .
کای علیرغم اجتناب از عشق بخاطر پیدایش فلس هاش با لمس دست یه زن ، تصمیم میگیره خودش مشکلاتشو حل کنه و تا اخر عمرش با کسی قرار نذاره . تا اینکه یه روز ، با یانا ملاقات میکنه و هر وقت اونو میبینه ، کنترل بدنشو از دست میده و حتی وقتایی که احساس خفگی میکنه هم اونو دوست داره .
داستانی عاشقانه بین پسری که تنها با یک لمس انگشت به پری دریایی تبدیل میشه و دختری که میخواد دستشو بگیره .
تعداد چپتر های منتشر شده : ۴۰ تعداد چپتر های ترجمه شده : ۷
خلاصه :
موهای صاف بلند که زیر باران خیس شده بود، لباس سفید، اولین عشق او. از آن ترکیب مبهم بیهوش شده بود. دلیلش این نبود که او کسی بود که او می خواست ببیند، بلکه به این دلیل بود که فکر می کرد زنی که زیر باران ایستاده بود یک روح است. او در نهایت به همان مکان بازگشت. شاید به این دلیل بود که دلش برای چشمانی تنگ شده بود که نمیتوانستند گرمای لطیف را پنهان کنند، اما همزمان چیزی نمیخواستند. زنی که بر خاطرات او تسلط داشت، اکنون شروع به فرسایش تمام او کرد.
"چطور اینو میدونی؟ من تا الان نقشمو خیلی خوب بازی کردم ، به طوری که هیچ کس کوچکترین شکی بهم نداشت.»
آدرین کایسر وون در پالزگراف ، جانشین خانواده پالزگراف. تمام دنیا اونو به عنوان یه فرشته ستایش می کنن، اما حقیقت رو فقط من میدونم . قتلهای زنجیرهای و اقدام به قتلهایی که اخیراً در این منطقه غوغا کرده ، همگی از اقدامات این ارباب جوان مهربان بودن.
「"نقشه های قتل آدرین در حال افزایشن"」
「آدرین را متقاعد کنید که قصد قتل خود را کاهش دهد. اگر موفق به انجام این کار نشوید، خواهید مرد."」 「 "قصد قتل آدرین: 92٪" 」 من تنها کسی بودم که اینو میدونستم. چون من تنها کسی بودم که وارد این دنیای مسخره بازی ترسناک شدم.
هم زیبایی، هم جایگاه اجتماعی و دکترا الیِر همه ی اینارو داره . اما یکی از چیزهایی که نداره ، شانسش با مرداست ، نامزد مغرورش ، نامزدیشون رو به خاطر "گفتن اشتباهش " بهم میزنه . الیر خیلی عصبانی به بار میره و وقتی مست میشه ، در مورد مشکلاتش با یه غریبه حرف میزنه و کلی غر میزنه . خوشتیپ بودن مرده باعث میشه که الیر ازش خواستگاری کنه. ولی از اونجا که الیر خیلی بدشانسه ، معلوم میشه اون مرد غریبه کسی نیست جز امپراطور خونسرد روفرس .
بدتر از اون ، امپراطورم درخواستشو قبول میکنه ! الیر بدبخت فکر میکنه که برای زندگی کردن به عنوان ملکه جدید ، به یه چیزی بیشتر از شانس نیاز داره
زمان ترجمه هر چپتر : شنبه هر هفته بعد اولین کامنت مثبت
تعداد چپتر های منتشر شده : ۵۷
تعداد چپتر های ترجمه شده : ۵
خلاصه:برادرم که از جنگ برگشته بود به من یه اسلایم کادو داد اول تصمیم گرفتم اونو زیر تخت قایم کنم و یواشکی اونو از زیر تخت بیارم بیرون اون یه هیولا است، اما……. "موو." من هر روز با دوست اولم صحبت می کنم و بهش رازامو میگم. همه چیز از اتفاقایی که برام میوفته گرفته تا داستان اصلی در واقع، این یک رمان عاشقانه 19 طلایی بود. قهرمان مرد داستان خیلی فوقالعاده بود. "موسیقی؟" "در مورد اندازه سطح آب ..." با حرفای من، بدن آبی اسلایم قرمز شد. به نظر میاد هر روز بزرگتر میشه…… . آین اسلایم واقعیه؟ اما کنجکتویم زیاد طول نکشید چون پدرم اسلایم رو کشت. چند سال بعد، مثل داستان اصلی، با شاهزاده شمالی، الکسی روسلان ازدواج کردم. قرار بود زمان مناسب دوست دختر سابق اون شم اما.... شنیدم دوست داری زندانی شی! ... ... عجیبه من کی کی شدم؟ "من قصد ندارم یه زوج بشیم البته قصد دارم وظایفم و به عنوان یک زن و شوهر انجام بدم. در حالی که به خط فکم نگاه می کرد به آرامی زمزمه کرد. "گفتی دوست داری چیزهاییو بوق بزنی، پس بیا شروع کنیم." حتی به من نفوذ می کنه چون گیج شده بودم متوجه نشدم دستی که چانمو گرفته نرمی سرما به طرز عجیبی آشناست
روزالین باور داشت که خودشو و رومئو قراره که تا اخر عمرشون با خوبی و خوشی زندگی کنن . اما یه اتفاق غیرمنتظره افتاد . رومئو و دختر عموش ژولیت تو یه روز میمیرن . روزالین متوجه میشه که احساس دوستداشتنیش نسبت به رومئو هنوز نمرده و اون و رومئو یه پسر دارن .
با این حال ، این احساس دوست داشتنی روزالین به رومئو وقتی میفهمه که بهش خیانت شده ، از بین میره . در حالی که کسی به جز پسرش رو برای دوست داشتن و محافظت کردن ازش نداره ، آخرین چیزی که رزالین می خواد اینه که رومئو به ورونا برگرده و چیزایی که براش عزیزه رو با خودش ببره .
سلام ☺ ما تو این وب مانهوا ، مانها و مانگا هایی رو که ترجمه میکنیم میذاریم 😄 اگه مانهوا ، مانها و یا مانگای مورد پسندتون ترجمه نشده می تونید به ما بگید تا اونو ترجمه کنیم ( البته با رعایت قوانین ) 🙂 همه ی مانهوا/مانگا/مانها های وب تو uupload اپلود میشن تا شما راحت تر بتونید راحت تر بتونید مانهوا و ... مورد نظرتون رو دانلود کنید 🙂❤
اگه سوالی داشتید میتونید تو کامنتا و یا ایمیل مانا مانهوا بپرسید . ایمیل : mana.manhwa.team@gmail.com